ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1116

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

نمىپيمايد . و اگر اين طريق صنعتى كه كيمياگران گمان ميكنند درست است و آن را از طريق طبيعت در معدن نزديكتر ميدانند ، يا مىپندارند از لحاظ زمان كمتر از آن مىباشد ، براستى صحيح مىبود ، طبيعت آن را فرو نميگذاشت و آن راه دور تر را در ايجاد و آفرينش زر و سيم نمىپيمود . و اما اينكه طغرائى اين تدبير و عمل را به برخى از امور كمياب در طبيعت تشبيه كرده است كه بر آنها آگاه شده‌اند از قبيل : كژدم و زنبور عسل و مار و آفرينش آنها ، بدين سبب در اين مورد نظر وى درست است كه بر حسب پندار او بر آنها آگاه شده‌اند . ليكن در خصوص كيميا هيچكس از مردم جهان نقل نكرده است كه او خود بدان آگاه شده يا طريقهء آن را ميداند ، بلكه آنان كه در آن ممارست ميكنند همواره كوركورانه آن را دنبال كرده و تا هم اكنون نيز بر همان شيوه‌اند و جز به افسانه‌ها و داستانهاى دروغ دست نمىيابند در صورتى كه اگر اين افسانه‌ها راست ميبود و يكى از كسانى كه دربارهء وى بافسانه سرائى مىپردازند بكيميا دست مىيافت بىشك فرزندان يا شاگردان يا اصحابش آن صنعت را از وى فرا ميگرفتند و حفظ ميكردند و به دوستداران آن انتقال مىيافت و درستى عمل پس از آن خود بهترين گواه راستى آن صنعت بشمار ميرفت تا سرانجام انتشار مىيافت و به ما و جز ما نيز ميرسيد . و اما دربارهء اينكه ميگويند اكسير بمثابهء خمير مايه است و آن جسم مركبى است كه در هر چه داخل شود آن را تغيير ميدهد و آن چيز را به عناصر خود در مىآورد ، بايد دانست كه خمير مايه خمير را دگرگون ميسازد و آن را براى هضم آماده مىكند و آن نوعى فساد است . و فساد در مواد سهل است و بكمترين چيزى از افعال و طبايع روى ميدهد در صورتى كه آنچه در اكسير مطلوب است تبديل معدن به چيزى است كه شريفتر و برتر از آن مىباشد و در حقيقت عمل و خاصيت آن تكوين و صلاح است . تكوين دشوارتر از فساد مىباشد و بنابر اين اكسير را نميتوان با خمير مايه قياس كرد و تحقيق امر در اين باره اين است كه بر فرض